تپۀ 7 هزار سالۀ پوستچی شیراز، پناهگاهی برای معتادان!

سه شنبه 8 آذر 1401





تپۀ 7 هزار سالۀ پوستچی شیراز، پناهگاهی برای معتادان!



 

 

 

 

 

 

 

 

 

تارنمای فرهنگی مهرگان گروه میراث فرهنگی سیاوُش آریا*

 

تپۀ باستانی و ارزشمند پوستچی شیراز که باستان شناسان از آن با نام دهکدۀ پیش از تاریخ در دشت شیراز یاد می کنند، به اَنگیزۀ بی توجهی مسوولان فرهنگی و مدیریت شهری و سرپرست (متولی) اصلی آن یعنی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به حال خود رها و هم اینک به پناهگاهی برای معتادان و ولگردان تبدیل شده است.

 

به گزارش تارنمای فرهنگی مهرگان، تپۀ پیش از تاریخی پوستچی شیراز که در نتیجۀ فصل چهارم کاوش های باستان شناختی در اِسپند ماه 1399 خورشیدی، دیرینگی آن به هزارۀ پنجم پیش از میلاد یعنی به  7 هزار سال پیش رسیده، به حال خود رها و به ویرانه ای تبدیل شده است. گسترش روز اَفزون ساخت و سازها در عَرصه و حریم درجه یک این محوطۀ ارزشمند باستانی، آینده ای تاریک را برای آن رقم زده است. مردم بومی و پیرامونی این محوطۀ تاریخی و فرهنگی، بخشی از فنس کشی هایی را که شهرداری برای حفظ و پاسداشت آن کشیده است، از میان برده و کَنده اند و به درون آن راه یافته و در این جایگاه ارزشمند باستانی به دوچرخه سواری و گردش سرگرم هستند. بدتر از همه، این که افراد ولگرد و معتاد همه روزه در درون محوطۀ تاریخی پوستچی در رفت و آمد بوده و در آن جا سرگرم مصرف مواد مخدر و حرکات ضد اخلاقی و ناسازگار با محیط شهری و منطقه هستند که نگارنده در بازدید میدانی خود با دو مورد از آن ها رو به رو بوده است.

 

تعرض به تپۀ پوستچی شیراز در غفلت مسوولان شهری

 

یکی از مواردی که محوطه های باستانی در سراسر کشور با آن دست به گریبان بوده و به یکی از مهم ترین چالش های میراث فرهنگی تبدیل شده است، دست اَندازی (تعرض) به عَرصه و حریم درجه یک آن ها است. ساخت و سازهای بی ضابطۀ مردم بومی منطقه و گاه مسایل عمرانی که از سوی برخی نهادها و اُرگان های شهری انجام و توسعۀ ناپایدار را رقم زده و بخشی از هویت و شناسنامۀ مردم را از صفحۀ تاریخ و چهرۀ روزگار پاک می کند، از دشواری های پیش روی بیشتر محوطه های باستانی کشور از جمله تپۀ پوستچی شیراز است. سخن درخُور نگرش این است که، همۀ این محوطه ها به ثبت ملی رسیده اَند و قانون دربارۀ آن ها روشن و شفاف است و هرگونه دست اَندازی در عَرصه و حریم یادمان های تاریخی و فرهنگی، ممنوع بوده و تخلف به شمار می آید و حتا قانون گذار برای آن جرم در نظر گرفته است. اما با این همه و با وجود قانون های روشن و آشکار، باز هم دست اَندازی به یادمان های تاریخی و ملی دنباله دارد و به مهم ترین چالش روز میراث فرهنگی تبدیل شده است. نکته ای که نباید از آن غافل شد، این است که همۀ نهادها و اُرگان ها و سازمان های دولتی و حتا مردم در برابر حفظ و پاسداشت یادمان های ملی و تاریخی مسوولیت دارند و نباید همۀ مسوولیت ها را تنها بر دوش وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اَنداخت. در این میان، آنچه مایۀ شگفتی است، آن است که به جای پشتیبانی (حمایت) و همراهی نهادها و اُرگان های دولتی و مردم با وزارت میراث فرهنگی، همواره خود را در برابر آن قرار داده و با رِخنه در دستگاه های دولتی رَده بالا به یادگارهای نیاکانی خویش که هویت و شناسنامۀ آن ها به شمار می آید، آسیب می رسانند! موضوعی که در این جا بسیار اهمیت دارد، دور زدن قانون و زیرپا گذاشتن آن است که همواره از سوی نهادها و گاه مردم صورت می گیرد و زور میراث فرهنگی هم در بیشتر مواقع، به آن نمی رسد و همواره یادمان های تاریخی و ملی فدای خودخواهی ها و قربانی دست های پشت پردۀ قدرت و ثروت شده و در فرجام این نشانه های هویتی و شناسنامۀ بالنده و افتخارآمیز مردمانی با فرهنگ و تمدن است که از میان می رود و به زباله دانی تاریخ می پیوندد. اما نیاز به یادآوری است که همۀ این مسایل در تاریخ ثبت خواهد شد و آیندگان با بدنامی از ما یاد خواهند کرد.

اما ساخت و سازها در عرصه و حریم تپۀ پوستچی که به ثبت ملی نیز رسیده است، همچنان دنباله دارد و گویا مسوولان فرهنگی و مدیریت شهری و سرپرست اصلی آن یعنی ادارۀ میراث فرهنگی شهرستان شیراز همگی در خوابی ژرف و عمیق و زمستانی فرو رفته یا این که، خود را به خواب زده و چشم ها را بر نابودی این محوطۀ ارزشمند بسته اَند.

 

حفاری های غیرمجاز، بلای جان تپۀ 7 هزار سالۀ شیراز

 

یکی از دشواری هایی که محوطه های تاریخی و فرهنگی همواره با آن رو به رو بوده و تا کنون وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی نتوانسته است برای آن راه کاری بُنیادین پیدا کند، دستبُرد سوداگران و قاچاقچیان اَموال تاریخی و فرهنگی به بهانه های پوچ و خیال اَنگیز یافتن گنج که هیچ گونه وجود خارجی نیز، نداشته و ندارد، است. کمبود بودجه و نیروی انسانی کافی در یگان حفاظت میراث فرهنگی برای پاسداری و نگاهبانی از یادمان های تاریخی و فرهنگی کشور سبب شده است که بیشتر محوطه های تاریخی و فرهنگی مورد دستبرد سودجویان قرار گیرد و به یکی از چالش های بزرگ در زمینۀ حفاظت از میراث فرهنگی کشور تبدیل شود.

اما تپۀ پوستچی شیراز که پیشینۀ آن بر پایۀ کاوش های باستان شناختی به بیش از 7 هزار سال پیش می رسد، مورد دستبرد تاراج گران فرومایه و نابخرد قرار گرفته است و آن ها با کَند و کاوهای غیرمجاز و کَندن گودال های بزرگ چندمتری به لایه های باستان شناسانۀ محوطه آسیب های برگشت ناپذیری را وارد کرده اَند. همچنین در بخش هایی از محوطه، اَنبوهی از لاستیک های خودرو ریخته شده که سودجویان برای آتش زدن لاستیک ها در این محوطۀ تاریخی ارزشمند و بهرۀ اقتصادی از آن ها، دست به این کار زده اند که بی گمان می تواند اَفزون بر آسیب های وارده به محوطه، به فاجعه ای هولناک تبدیل شود.

از دیگر دشواری های پیش روی تپۀ پوستچی شیراز می توان به کاشت نهال و درخت در درون عَرصۀ محوطه که بر پایۀ قانون های میراث فرهنگی ممنوع بوده و حتا جرم به شمار می آید، اشاره کرد. هرچند که، در گزارش های باستان شناسان و کاوش گران تپۀ پوستچی در سال های گذشته به مالکیت خصوصی بخش هایی از محوطه اشاره شده است، ولی نهادهای مسوول و مدیریت شهری خویشکاری (وظیفه) دارند تا با خریداری و سرمایه گذاری در این محوطۀ ارزشمند ملی و تاریخی با همۀ توان و به شایستگی از آن پاسداری و حفاظت کنند. زیرا تپۀ پوستچی هویت و شناسنامۀ همۀ مردم شهرستان شیراز به شمار می آید و هرگونه کوتاهی و کم کاری در برابر آن، در تاریخ ثبت خواهد شد و آیندگان به بدنامی و نفرین از ما یاد خواهند کرد.

اما دشواری های تپۀ پوستچی شیراز در همین جا پایان نمی یابد و یکی و دو تا نیست. بر روی بلندای تپه که کاوش های باستان شناختی در آن انجام گرفته، خار و خاشاک روییده و چهرۀ زشت و زننده ای را برجای گذاشته است که زیبندۀ شهری همانند شیراز با آن جایگاه والای فرهنگی و هنری نیست و جا دارد مسوولان فرهنگی و مدیریت شهری آستین ها را بالا زده و به جای سردادن شعارهای رنگارنگ و فریبنده و گرفتن نگاره های یادگاری در درون محوطه و پُز دادن پیشینۀ درازدامان منطقه و پاس کاری توپ در زمین یک دیگر، هر چه زودتر چاره ای ریشه ای برای آن یافته و اَندیشه کنند.

 

تپۀ پوستچی ، دهکدۀ پیش از تاریخ شیراز

 

نخستین بار و بیش از پنجاه سال پیش از سوی «پل گاچ» باستان شناس بریتانیایی به تاریخی بودن تپۀ پوستچی اشاره شده است، ولی ساخت و سازها بر روی عَرصۀ محوطه کمابیش از دو دهه پیش آغاز شده که در فرجام این یادمان باستانی در تاریخ چهارم اَردیبهشت ماه 1395 خورشیدی و با شمارۀ 31463 به ثبت ملی می رسد. کاوش های باستان شناختی نیز از همان سال 1395خورشیدی آغاز و تا اِسپندماه 1399خورشیدی و در چهار فصل تا کنون صورت گرفته است که به گفتۀ کاوش گران آن نیازمند دست کم ده فصل کاوش های هدفمند و پِیاپی باستان شناختی است.

آثار به دست آمده از این تپه در برگیرندۀ نشانه های معماری، سفال، ابزارهای سنگی، مُهره ها و اشیای تراش خورده است. بررسی های باستان شناختی نشان می دهد در فاصلۀ زمانی 7400 تا 6500 سال پیش استقرار در این محوطه وجود داشته است. با نگرش به كشف استخوان های جانوری یافته شده در تپۀ پوستچی، روشن شده است که مردمان این منطقه از دید دامپروری حرفه ای بوده اند. همچنین باستان شناسان می‌گویند، شواهد نشان می‌دهد این تپۀ پیش از تاریخ، روستایی بزرگ به شمار می‌ آمده است و با یافتن ابزار و سر نخ‌هایی از ساختن آن‌ها، به گمان فراوان این جا در گذشته ای دور کارگاه بزرگ ساخت و صادرات ابزار سنگی بوده است.

 بقایای معماری و سازه‌های بدست آمده از کاوش‌های باستان شناسی تپه پوستچی نشان می دهد ویژگی (مشخصه) این تپه در دوره های گوناگون تاریخ، استفاده از چینه و خشت به عنوان مصالح ساختمانی بوده است. همچنین شاخص‌ترین مجموعه معماری به دست آمده در تپۀ پوستچی، ساختمانی است که دارای دست کم چهار فضای اتاق چهارگوش است. دیوار‌های این ساختمان، بسیار ساده و ابتدایی است و به نظر می‌رسد که سازندگان آن بیشتر از گل رُس با بافتی خشن و کلوخ‌هایی با ساختار بسیار ضعیف استفاده کرده اند.

هم اینک تپۀ پوستچی در محدوده فضایی به گستردگی ۱۲هکتار از زمین‌های کشاورزی و باغ قرار دارد و کمابیش نیمۀ جنوبی آن صاف شده که روی آن، خانه‌های مسکونی و کوچه‌ها پدید آمده است.

کارشناسان از تپۀ پوستچی با نام دهکدۀ پیش از تاریخ شیراز یاد می کنند که از ارزش بسیار ویژه ای برخوردار است و رازهای سر به مهر فراوانی را در دل خود پنهان دارد که با بررسی و کاوش های باستان شناختی در آینده می توان به وضعیت زیست و کارکردهای محوطه و حتا روابط اجتماعی مردم آن دوره پِی برد و شناخت ما را در هزاره های چهارم و پنجم پیش از میلاد در این بخش از دشت شیراز بیشتر خواهد کرد.

تپۀ پوستچی نیازمند یاری من و توست، مبادا آن را تنها بگذاریم و رها کنیم که بی گمان چیزی جز بدنامی در تاریخ از ما برجای نخواهد ماند.

 

نگاره های زیر را که به تازگی گرفته شده است، ببینید :

 

سنگ گوری که در عرصه محوطه پوستچی قرار داشته و تخریب شده است

آتش زدن برخی از درختان با لاستیک خودرو

کاشت انبوه درخت در درون عرصه تپه پوستچی تخلف به شمار می آید

کشت و کار در درون عرصه محوطه پوستچی که به تازگی در حال انجام است و جای پرسش دارد؟

جوانانی بومی منطقه که سرگرم آماده سازی بساط مواد مخدر هستند و جای افسوس دارد

مکانی که معتادان در کنار آن و درون عرصه به مصرف مواد مخدر می پردازند و زباله های خود را در همانجا رها کرده اند

انبوه لاستیک خودروها که در درون عرصه تپه ریخته شده که به آتش کشیده خواهد شد و خطرناک است

جایگاه پمپ گاز در درون عرصه که باید جا به جا شود

وضعیت به هم ریخته و شلخته درون عرصه تپه پوستچی از ضایعات و کانکس های گوناگون که باید برچیده شود

انبوه نخاله های ساختمانی در جای جای محوطه ارزشمند پوستچی، چهره زشتی را به نمایش گذاشته است

انبوه نخاله ها و پسماندهای ساختمانی و خانگی در کنار تپه پوستچی رها شده است

قد کشیدن آپارتمان و ساختمان های چند طبقه در کنار تپه پوستچی که در واقع بخشی از عرصه محوطه بوده و از میان رفته است

رویش انبوه خار و خاشاک بر روی تپه پوستچی چهره ناخوشایندی را به نمایش گذاشته است

بخش بالایی تپه پوستچی که مورد کاوش های باستان شناختی در سال های گذشته قرار گرفته است

نمونه ای از سفال های موجود در سطح تپه پوستچی شیراز

حفاری های غیرمجاز سودجویان در درون عرصه تپه پوستچی

بخشی از دیواره خشتی تپه که در یک دهه گذشته نابود شده و بخشی از کوچه و خیابان شده است!؟

آجرهای اصلی و تاریخی تپه پوستچی گویای ارزشمندی محوطه است که باید به آن توجه بیشتری شود

بخشی از فنس کشی گرداگرد تپه پوستچی که از سوی مردم بومی کنده شده و به درون آن راه یافته اند

با وجود اعلام و هشدار قضایی باز هم مردم منطقه به درون عرصه تپه پوستچی دست اندازی می کنند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

*پژوهشگر تاریخ ایران و میراث فرهنگی کُنشگر میراث فرهنگی، گردشگری و زیست بوم راهنمای گردشگری دبیر انجمن مهرگان خبرنگار آزاد



یکشنبه 22 اسفند 1400
بازدید : 370


دیدگاه ها

دیدگاه خود را بنویسید