تارنمای فرهنگی مهرگان




آثار تاریخی فیروزآباد بومگاه محیط زیست

بخش : زیست بوم

تصویر موجود نمی باشد

ماه : آبان

406 :تعداد بازدید

فایل ضمیمه



 

 








تارنمای فرهنگی مهرگان گروه گردشگری، بخش زیست بوم- حسام الدین احمدی*

 

 

بسیاری از شهرهای ایران تا پیش از شهرنشینی مدرن و سیستم آب و فاضلاب شهری با نام شهرهای قنات مشهور بوده­ اند. شهرهایی نظیر تهران، شیراز، یزد، کرمان و ... اما پیشینه چنین شهرهایی را باید در پارس و اولین تختگاه ساسانی آن اردشیرخوره (گور/ جور/ فیروزآباد) یافت. اگر به باغ­‌های تاریخی ایران چون باغ فین کاشان، باغ شاهزاده کرمان و باغ و عمارت­‌های تاریخی شیراز و نظایر آن سر زده­ باشید؛  آب نماها و نظام گردش آب این باغ­‌ها را دیده­ و لذت برده‌­اید. ریشه تمامی این­ ها چون مراکز شهرنشینی ایران را که حیات‌شان در گرو فناوری قنات بوده است. در اردشیرخوره (گور/ جور/ فیروزآباد) باید جستجو کرد.

 

به گزارش تارنمای فرهنگی مهرگان، شاید کمی غیرقابل باور باشد؛ اما مهندسان اردشیر با احداث قناتی یک فرسخی (شش کیلومتر) آب برکه کاخ اردشیر را به میانگاه شهر گور می‌­رساندند و علاوه بر یک آب‌نمای ویژه برای شهر، آب تمامی شهر و باغ‌­های آن را به مساحت 314 هکتار تامین می­‌کردند.

قرن­‌ها گذشته است؛ از این شیوه‌­های مدیریت انتقال آب و گردش آب در شهر آیینی و سیاسی اردشیر و باغ‌­های باشکوهش که از هر دروازه شهر بیش از یک فرسخ ادامه داشته اثری نیست. در دیگر جاهای سرزمین ایران نیز چنین است. آتش به جان جنگل­‌ها و محیط زیست افتاده است. لاک پشت‌­ها و جهنده­‌ها در آتش خاکستر شدند. پرنده‌­های مادر در کنار بقایای نسل خود و گیاهانی که پای فرار نداشته­‌اند، جان داده­‌اند و تنها آه و نفرینی برای بانیان آن برجای گذاشته­‌اند.


اما در چهار گوشه این سرزمین در حفاظ میراث تاریخی و فرهنگی، اندک آثاری از حیات وحش حفظ شده است و به بقای زندگی ادامه می‌­دهد. گویی در کنار پارک‌­های ملی و جهانی، آثار تاریخی و فرهنگی برای ادامه بازماندگان حیات وحش امیدوارانه تلاش می­‌کنند.


یکی از این مکان­‌ها، محوطه‌­ها و میراث تاریخی، ملی و جهانی فیروزآباد فارس است. کافی است سحرگاهی پا به پله‌­های قلعه دختر بگذاری. در کنار انبوه پرندگان که سحرگاه را به نیایش مشغولند. کبک و تیهوهای کوه پادنا در لابلای بادام­‌های کوهی و بنه، به دور از کچه‌­های شکارچیان و آتش نابخردان می­‌خوانند. در زمستان  همان بادام و بنی که شکوفه مه بهمن آورد. بیتی آهنگین را یاد آور است که :


"قلعه دختر عروس شهر من                                    دارد از بادام وحشی پیرهن"


 خورشید که برمی­ آید. شبپره­های آسمان به سقف راهروهای تاریک قلعه دختر پناه می­‌آورند گویی که در گذشته­‌های دور نیز چنین آذین‌­هایی داشته است. از تنگاب و صدای شرشر آبش در بلندای  گنبد با شکوه قلعه دختر اثری نیست. ولی منظره پیچ آهنگ تنگاب از بلندای قلعه دختر در هر زمان دیدن دارد.

 

 

 


نقوش برجسته‌­ها و پل مهرنرسه و راه ساسانی در کنار آب تنگاب چیز دیگری‌­ست. به جای گردش آب با صدای ماشین­‌ها روزگارمی­‌گذرانند. در میانه اَردبیهشت و خورداد کافی است در خروجی تنگاب نگاهت را به طرف  نقش برجسته جنگ سواران بچرخانی، درختان زیبا و باستانی انار شیطان را می‌بینی که با شکوفه­‌های زرد و نارنجی زیبای‌شان گل داده‌­اند. انگار یادآور پیروزی­ های اردشیر در میدان‌گاه نبرد فیروزآباد­ند.

 


 


در مسیری نه چندان دورتر، کاخ اردشیر معروف به آتشکده  نیز دست کمی از تنگاب و قلعه دختر ندارد. زندگی در تمامی وجود با عظمتش جاری است. برکه­ مدور و آبش فصل و زمان نمی‌­شناسد، همیشه زیبا و دیدنی است. ماهی­‌ها این بازمانده­‌های رودخانه خشک تنگاب  به گردش مشغولند، بط­ها در بیشه­‌اش لانه کرده­‌اند. لک لک­‌ها، مرغابی­‌ها، پلیکان‌­ها و اردک­‌ها در مسیر کوچ خود در کنار آن دمی می‌­آسایند. سمورهای باغی (رِشکوها) که باغ‌های تاریخی فیروزآباد از یاد نیاکان‌شان رفته است، در کنار برکه و گوشه و کنار کاخ به جست و خیز مشغولند و در زیر درختچه­‌های سبز و مقدس مورد لانه کرده‌­اند، حتا مورچه‌­ها نیز در میان قدم­‌های گردشگران با آرامش زندگی ­می­‌کنند.

 


 

کافی است پا به درون بنای کاخ و گنبدخانه­‌های آن بگذارید. صدای بق بقوهای کبوتران چاهی و اهلی دیوانه‌­ات می‌کند. صدای‌شان که در بلندای گنبد می­‌پیچد حالی به حالی می­‌شوی. دوست داری بنشینی و ساعت­‌ها تماشا کنی و بشنوی که چگونه زمزمه­‌های شکرانه را به جای می‌­آورند. دوست داری بروی بنشینی کنار برکه آستینت را بالا بزنی و زلال جاری­‌اش را نظاره کنی. صدایی دلنواز دارد این بنا، آفتاب را بر فراز آن هر لحظه رقصی است.

 

 

کاخ خستگی ندارد اما حیف است شهرگور و پناه گونه­‌های در حال انقراض آن را ­هم نبینی. کاخ را به شهر پرآوازه اردشیر راهی نیست. منار آن از دور تورا می‌­خواند. هنوز پا برجاست. روباه­‌های خسته از شکارچیان در گوشه و کنار آن خانه کرده­‌اند. هنوز می‌­توان شاهین و عقاب و دال­‌هایی که در گذشتۀ نه چندان دور آسمان دشت را چون شهر دایره­‌ای­‌اش میدان می­‌گرفتند، بدون دغدغه و هراس دمی بر شاخسارهای درختان مشاهده کرد.

باورش سخت است. انگار حیات وحش و محیط زیست به گذشتگان ما اعتمادی دو چندان دارند که هنوز رهایشان نکرده‌­اند. شاید سینه به سینه شنیده‌­اند که به گذشتگان اعتمادی است که در فرزندانشان نیست. فیروزآباد شهر پرهیاهوی گذشته تاریخی ایران زمین هر لحظه­‌اش را کتابی است. تلاشی دو چندان باید تا آن­چنان که لایق و درخور است حفظ ونگهداری شود.

 

 

 

نگاره ها از حسام الدین احمدی است









 

*دانشجوی دکترای باستان شناسی


1399/08/25 - 5:11 PM






دیدگاه های شما
 


نام : Mrym


دیدگاه : متنی پربار بود. تشکر بسیار زیاد از دکتر احمدی بخاطر قلم زیبا شون


پاسخ شما :




    
 
دیدگاه خود را راجع به این گزارش بنویسید

نام شما:

 
   
پست الکترونیک:  
   
   

:دیدگاه شما

 
   
 
http://www.20script.ir