تارنمای فرهنگی مهرگان




آثار تاریخی شیراز ، محلی برای فروش مواد خوراکی!

بخش : میراث فرهنگی

تصویر موجود نمی باشد

ماه : شهریور

1112 :تعداد بازدید

فایل ضمیمه



 

 

 

 

 

 

 

 


تارنمای فرهنگی مهرگان – گروه میراث فرهنگی – سیاوُش آریا*

 

چند سالی است که یادمان های تاریخی شهر شیراز به جایگاهی برای فروش مواد خوراکی و زیورآلات چینی و کالاهای کم بها و ناپسند (نامرغوب) تبدیل شده، که هویت، اصالت و جایگاه  آن ها را زیر پرسش برده و چهرۀ میراث فرهنگی شهر را خدشه دار کرده است.

به گزارش تارنمای فرهنگی مهرگان، یادمان های تاریخی هر شهر و کشوری، هویت و شناسنامه و اصالت مردم آن سرزمین به شمار می آیند. از همین روی، مدیران و سرپرستان شهری به همراه مردم باید در پاسداری و نگاه بانی از این یادگارهای نیاکانی کوشا بوده و به بهترین روش آن ها را حفظ کرده و همان گونه که از گذشتگان به سلامت به دست ما رسیده، ما نیز باید آن ها را به آیندگان که دارندگان (صاحبان) اصلی این سرزمین هستند، واگذار کنیم.

شوربختانه (متاسفانه) چندی است که سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در سراسر کشور طرحی را بدون همخوانی و هماهنگی با جایگاه آثار و منزلت آنان در خانه های تاریخی، باغ ها، بناها و آرامگاه های بزرگان ادبی و نام آوران (مشاهیر) شهر به اجرا گذاشته که در این مکان ها که خود دارای گیرایی های گردشگری ویژه ای بوده، مواد خوراکی، زیورآلات چینی، هنرهای سنتی، صنایع دستی و کتاب و ... به فروش می رسانند. سازمان میراث فرهنگی در واقع، با این کار اصالت و هویت و منزلت یادمان های تاریخی فرهنگی را خدشه دار کرده و به زیر پرسش برده است و به گفته ای، میراث فرهنگی یک شهر را به فروش گذاشته است. هر چند که کارشناسان و کُنشگران میراث فرهنگی مخالف خدمت رسانی به گردشگران و مسافران نبوده و نیستند، ولی این کار باید با روش و اصول ویژۀ خود و شان هر اثر پیش برود و در هر مکان تاریخی ای با نگرش به جایگاه اثر و با توجه به شرایط ارزش و شکوه و بار معنایی آن، طراحی و برنامه ریزی شود، نه این که بدون برنامه ریزی و نظارت و مدیریت. مهم تر از همه، هر اثر تاریخی دارای اَرج و جایگاهی است که نباید خدشه دار شود.

اما در شهر شیراز که به شهر گل و بلبل و راز نامدار بوده، چند سالی است که سازمان میراث فرهنگی و دیگر نهادهایی که آثار تاریخی را اداره می کنند، در مکان های تاریخی و فرهنگی با ارزش شهر که جزء نفایس ملی نیز به شمار می آیند، فروشگاه مواد خوراکی، زیورآلات چینی و کالاهای کم بها و ناپسند که بُنجُل نامیده می شود راه اندازی کرده و جایگاه و اَرج و منزلت آثار تاریخی را به زیر پرسش برده و مایۀ نگرانی و اعتراض کُنشگران میراث فرهنگی و گردشگری شده است. کار به جایی رسیده است که در خانه موزۀ تاریخی زینت الملک و باغ موزۀ نارنجستان قوام، آرامگاه سعدی و حافظ، بخش زیادی از فضاها و حتا اتاق های آن را به بهره برداران واگذار کرده و صحنۀ زشت و ناخوشایندی را به نمایش گذاشته اند. بدتر از همه، این که خوراکی های ناهمخوانی همانند زیتون، حلوای لاری، آش! و ... در آن ها به فروش می رسد که جای بسی اَفسوس و شوربختی دارد.

به باور کارشناسان و کُنشگران (فعالان) میراث فرهنگی، یادمان های تاریخی فرهنگی شهر شیراز، آن اندازه ارزشمند، گیرا (جذاب) و چشمگیر بوده که بتوانند به تنهایی گردشگران و مسافران را با هر سلیقه ای به سوی خود کشانده و مردم را شیفتۀ زیبایی ها و هنر والا و معماری بی همتای خویش کنند. اَنبوه خانه های تاریخی زیبا و دلنواز و مجموعۀ زندیه شهر شیراز در کنار باغ های دلربا و شادی افزا و آرامگاه دو چکامه سُرای برجستۀ جهانی، یعنی حافظ شیرازی و سعدی شیرین سخن، تنها بخشی از گیرایی ها و توانمندی های شهر شیراز در زمینۀ میراث فرهنگی و گردشگری است که سالانه شمارِ قابل توجهی بازدید کننده از شهرها و دیگر استان های ایران و کشورهای فرنگی (خارجی) دارد. از همین روی، نیازی نیست که در چُنین مکان های تاریخی، انواع فروشگاه های مواد خوراکی، زیورآلات چینی و ... به فروش گذاشته شود. زیرا هر اثری دارای جایگاه، منزلت و اَرجی است که نباید با این گونه اقدامات نسنجیده و نا هماهنگ و بدون مدیریت، به آن ها خدشه ای وارد کرده و اصالت و شان آن ها را زیر پرسش برد.

در همین زمینه، یکی از کارشناسان میراث فرهنگی با ابراز نگرانی و گلایه به تارنمای فرهنگی مهرگان گفت : « یادمان های تاریخی شهر شیراز، گیرایی های ویژۀ خود را برای جذب گردشگران دارند و نیازی نیست که یک رویداد (اتفاق) دیگری در گُسترۀ (محدوده) فضاهای کالبَدی و عرصۀ آنان، رُخ دهد تا گردشگر برای آن موضوع، به عنوان نمونه خرید یک تکه (قطعه) صنایع دستی از اَرگ کریم خان زند، دیدن کرده و یا برای اَندکی حلوای لاری به آرامگاه سعدی رفت و آمد کند. از سویی هم، باورمندیم که باید در فضاهایی که بازدیدکنندگان می روند، امکانات رفاهی اولیه برای آسایش آنان وجود داشته باشد. اما شوربختانه نگاه صِرف اقتصادی در فضاهای فرهنگی و تاریخی، آسیب برگشت ناپذیری به ساختار آثار تاریخی وارد می کند. همچنین حُرمت و شان آن موضوعی که معرفی شده از میان رفته و خدشه دار می شود. صنایع دستی با نگرش به شیوۀ ارایۀ آن در آرامگاه حافظ و سعدی به اَنگیزۀ وجود شخصیتی همانند حافظ و سعدی بزرگوار درعمل، در آن جا جایگاهی نخواهد داشت. از سویی، این گونه اقدام ها از کیفیت خوبی هم برخوردار نیستند. ما باورمندیم، اَفزون بر این که در شان صنایع دستی باید فضایی را طراحی و ارایه کنیم، باید آن فضاها را در شان گردشگران نیز طراحی و ارایه کرد. ولی همان گونه که بینندۀ آن هستیم، برخی از زمان به دست آمده بهره برده و با سوء استفاده در گوشه و کنار آثار تاریخی همانند اَرگ کریم خان زند، خانۀ زینت الملک، موزۀ نارنجستان، آرامگاه سعدی و حافظ و ... را تبدیل به چایخانه، فروش حلوای سنتی و غیره کرده اند که از دیدگاه من، نگاه اقتصادی صِرف به آثار تاریخی، بی گمان نه تنها اثرات مثبت ندارد، بلکه اثرات منفی کاملی نیز دربَر خواهد داشت. به ویژه در بناهایی که فراملی هستند، همانند آرامگاه حافظ و سعدی بزرگوار. پس باید در این زمینه بسیار با احتیاط رفتار کرده و گام برداریم. باید دانست بزرگانی همانند حافظ و سعدی، به اندازۀ کافی و تمام و کامل (وافی) شناخته شده اند و در دل همۀ مردم در سراسر جهان جای دارند. از همین روی، در این بناها نیازی نیست که برای جذابیت بیشتر، دست به دامان چیز دیگری شویم. اما شوربختانه این رویدادهای ناخوشایند در هردوی این بناهای ارزشمند و برجسته، رُخ داده است. با این همه، ما مخالف دادن امکانات رفاهی در حد و شان هر اثر همانند یک فروشگاه زیبنده (کافی شاپ) به گردشگران و مسافران نیستیم. ولی این شیوۀ برخورد با آثار تاریخی و فرهنگی، نه در شان نام گذشتگان پاک نهادمان است و نه در شان گردشگران. و نباید با هر پیشنهاد سودجویانه ای و از سوی هر فرد و نهادی، حُرمت این آثار را از میان بُرد و بناها را به آنان واگذار کرد».

این کارشناس میراث فرهنگی که نخواست نامش آشکار شود در دنبالۀ سخنانش افزود : « این طبیعی است زمانی که سازمان میراث فرهنگی یا نهادی دیگر که بناهای تاریخی را اداره می کنند، هزینۀ سنگین و هَنگفتی را از بهره برداران می گیرند، آن ها نیز کیفیت خوبی را ارایه نخواهند داد یا مجبور به گران فروشی خواهند شد. و در هر صورت ما باید احساس خطر کنیم».

این کارشناس میراث فرهنگی با طرح این پرسش که آیا شایسته است در مکانی همانند آرامگاه سعدی در نوروز با پدیداری چادرهای عشایری، آش ماست یا آش تُرکی و چیزهایی از این دست با هزینۀ هزارتومان فروخته شود، به تارنمای فرهنگی مهرگان گفت : « بی گمان این گونه کارها توهینی است به بزرگانی چون سعدی. از سویی، به فرهنگ خود عشایر نیز، خواسته یا ناخواسته داریم توهین می کنیم. زیرا اگر کسی با فرهنگ عشایر آشنایی داشته باشد، می داند که عشایران هیچ گاه مهمانان خود را با پول جذب نکرده و با همۀ وجودشان امکانات را دراختیار مهمانان جای می دهند».

وی در بخش دیگری از سخنانش افزود : « ای کاش اگر بنا بود عشایران یا دیگر تیره های ایرانی چیزی را به فروش برسانند، بهای آن را به بلیت ورودی بناهای تاریخی می افزودند تا ما حواسمان باشد هنگامی که گردشگران به بناهای تاریخی ورود پیدا می کنند، عشایران بتوانند به بهترین شیوه خدمات خوبی ارایه دهند، نه با بدترین روش موجود و حداقل کیفیت و حداقل امکانات و ارایه در بهترین بناهای تاریخی شهر. همچنین ما با این گونه کارها، بیشترین توهین ها را هم به عشایر و ساختار فرهنگی آثاری همانند آرامگاه حافظ و سعدی کرده ایم و هم به گردشگران. همۀ این ها باید تعریف شده باشد و به سادگی می توان با طراحی زیبنده ای و در شان هر اثر، یک سری امکانات رفاهی را در یادمان های تاریخی شهر فراهم کرد. ولی همان گونه که بینندۀ آن هستیم، شوربختانه در دو سه سال گذشته باب شده که برای نمونه اَرگ کریم خان زند در آیین های گوناگون گردشگری به مرکز صنایع دستی تبدیل شود و از دید من این دست کارها، توهین به خود اثر تاریخی و حتا صنعتگران است که بیشتر از شهرستان های استان و با سختی و دشواری به این مکان می آیند. زیرا هر اثر تاریخی ای دارای اَرج و منزلتی است».

این کارشناس میراث فرهنگی در دنبالۀ سخنانش به ساختار گنج خانه ها (موزه) در خانه های تاریخی نیز اشاره کرد و گفت : « ما همیشه گفته ایم که حتا نباید خانه های تاریخی یا بناهای ویژه را به گنج خانه تبدیل کرد. زیرا برای پدیداری گنج خانه ها باید یک سری استانداردها را رعایت کرد و می توان با به کار گیریِ یک سری وسایل حفاظتی و امنیتی در هر جای شهر، آن را پدیدار کرد. به گونۀ کلی اگر یادمان های تاریخی درست تعریف شوند، جذابیت های خود را دارند. ولی ما حتا در زمینۀ شناسایی (معرفی) یادگارهای تاریخی هم دچار دشواری هایی هستیم. با این همه، اگر به درستی یادمان های تاریخی را به گردشگران بشناسانیم، دیگر نیازی نیست که آن جا را به گنج خانه تبدیل کنیم. بنایی همانند اَرگ کریم خان زند، آن اندازه توانایی و گیرایی دارد تا گردشگران را به سوی خویش بکشاند. پس اگر آن را درست معرفی کنیم، گردشگران نیز دلبستگی (علاقه) دارند تا با خاطره های بزرگ مردی همانند کریم خان پا به این مکان تاریخی بگذارند، نه این که در زیر درختان به دنبال یک تکه صنایع دستی از شهرستان های استان باشند. شوربختانه این رویداد مدتی است در سازمان میراث فرهنگی باب شده است که رُخداد خوشایندی برای یادمان های تاریخی نیست».

به گزارش تارنمای فرهنگی مهرگان، سازه هایی که در حیاط باغ موزۀ نارنجستان شیراز به عنوان فروشگاه نصب شده است نیز با ساختار بنا همخوانی ندارد. در واقع، نخست چشم انداز (منظر) معماری بنا خدشه دار شده است. دوم این که، جایگاه مناسبی برای این کار (مواد خوراکی و کرایه پوشاک سنتی برای عکس یادگاری) گزینش نشده و اِستقرار آن نادرست است. به هر روی، سازمان میراث فرهنگی و دیگر نهادهای فرهنگی که یادمان های تاریخی را اداره می کنند، باید به اصل موضوع، حُرمت و جایگاه هر اثر توجه ویژه داشته باشند و اَرج و منزلت یادمان های تاریخی را پاس دارند و بدانند که یادمان های تاریخی شهر شیراز آن اندازه توانایی و گیرایی دارند که نیازی نیست آن ها را به فروشگاه های گوناگون یا گنج خانه تبدیل کنیم. از سویی، بناهایی همانند خانۀ زینت الملک که از نفایس ملی به شمار می آید و پیشتر هم به درستی به گنج خانه تبدیل شده است، دیگر چه نیازی دارد تا به در و دیوار اتاق های آن، زیورآلات سنتی و مواد خوراکی آویزان کرده و شان و حُرمتش را زیر پرسش ببریم؟

امید است که در آینده با مدیریت درست و تصمیم های کارساز و شایستۀ سازمان میراث فرهنگی در مرحلۀ نخست و دیگر نهادهای فرهنگی که ادارۀ یادمان های تاریخی را بر دوش دارند در مرحله های دیگر، بیش از پیش اَرج و منزلت یادمان های تاریخی را پاس داشته و گرامی بداریم. بی گمان هر حرکتی چه خوب و چه بد در تاریخ ثبت خواهد شد.

 

 



اتاق های ورودی در سمت راست باغ موزه نارنجستان یا همان مهمانخانه قوام الملک



باغ موزه نارنجستان؟

پدیداری سازه های ناهمخوان برای فروش مواد خوراکی در باغ موزه نارنجستان


باغ موزه نارنجستان قوام، عمارتی قاجاری که به مواد خوراکی تبدیل شده است!؟

فروش زیورآلات چینی در بنای تاریخی، شان و حرمت آنرا خدشه دار می کند

فروش حلوای لاری در آرامگاه سعدی، منزلت و ارج و بزرگواری شخصیت سعدی را زیر پرسش می برد

فروش مواد خوراکی با طراحی سازه های نا همگون در آرامگاه حافظ شیرازی، چیزی برای دفاع برجای نمی گذارد

 

 

 

 

 


 

*پژوهشگر تاریخ ایران – خبرنگار آزاد کُنشگر میراث فرهنگی، گردشگری و زیست بوم راهنمای گردشگری دبیر انجمن مهرگان


1396/06/13 - 6:07 AM






دیدگاه های شما
 
دیدگاهی برای نمایش ثبت نشده است
 
دیدگاه خود را راجع به این گزارش بنویسید

نام شما:

 
   
پست الکترونیک:  
   
   

:دیدگاه شما

 
   
 
http://www.20script.ir